« شهدای مدنیت و ثبات سیاسی »
به قلم حجت الاسلام والمسلمين استاد فهيمي، مسئول مجتمع علمي، فرهنگي و ديني عرفان
----------------------
بای زنب قتلت.
بازهم برگی دیگر بر کتاب قطور حق خواهی و مدنیت طلبی مردم ما افزوده شد؛
اوراقی که بیش از پیش تفاوت های انسانی و غیر انسانی، انحصار گرایی و همگرایی، خود کامگی و همپذیری را به تصویر کشید.
باری دیگر مشخص و روشن گردید که چه کسانی نمیخواهند کشور ستمدیده افغانستان پس از سالها ویرانی و جنگ به سمت ثبات سیاسی و استقلال همه جانبه پیش برود. کسانی که بر طبل جنگ جاهلانه می کوبند، و از تفکر تاریک آنان رفتار سبوعانه مدرسه سوزی، تخریب سرک ها و زیر ساخت های اقتصادی و امنیتی، بر می خیزد نه تنها دشمنان افغانستان که دشمنان انسانیت و بشریتند و ابزاری در دست قدرت های منطقه ای و بین المللی که با نقاب انسان دوستی و بعضا با قیافه حق بجانب و زیست دینداری از آنان حمایت پنهانی و خاموش می کنند و با ترویج جنگ و خشونت، رکود اقتصادی خود را بر طرف و با عقب رانی افغانستان از قافله تمدن بشری و مضطرب نگهداشتن مردم این سامان، وابستگی و مصرف گرایی را بر جامعه افغانستان تحمیل می نمایند.
حامیان گروه هایی انحصار گر و خشونت طلب که برخی شعارهای دلپذیر و دفاع از حقوق بشر سر می دهند، در پی تامین منافع اقتصادی خود هستند، برای آنان نا امنی و جنگ یک پروژه است که میتواند اهداف اقتصادی آنان را محقق بسازد.
در سایه جنگ زیر ساخت های اقتصادی یک کشور نابود می شود و امنیت سرمایه گزاری برای اقشار متوسط از بین می رود.
شاخص های رشد آور در جامعه مانند میزان امید به زندگی پایین می آید و به دنبال آن پیامد های منفی گسترش می یابد و فرار سرمایه ها و مغز ها رقم می خورد و جامعه آسیب دیده با انواع بحران ها مانند بحران هویت ملی، بحران دینی، بحران هویت انسانی مواجه می شود و این وضعیت همان چیزی است که دشمنان بشریت به دنبال آنست و ازهمین رهگذر است که جامعه ای مولد، و جامعه دیگر مصرف گر می شوند.
جامعه پیش رو و جامعه دنباله رو، مردم زحمت کش، سخت کوش و صادق ما که در سایه جهاد و مقاومت به سمت همپذیری، تاثیر گزاری و حق خواهی و مدنیت طلبی با سرعت خوبی رو به حرکت بوده اند و در جامعه حرکت روشنگرانه دارند، مورد خشم و نفرت خشونت خواهان و انحصار گرایان قرار می گیرند، تا چنین رفتارهای در جامعه الگو نشوند.
کسانی که جاهلانه تامین گر اهداف مافیایی سیاسی و اقتصادی هستند و با کور فهمی و کج اندیشی برای جامعه، خانواده و هم نوعان خود فاجعه می آفریند.
ملت داغدار و مسلمان افغانستان!
حادثه ای که در برچی و غرب کابل اتفاق افتاد و عده زیادی از افراد بی دفاع و مدنیت خواه در صف تحصیل کارت شرکت در انتخابات به خاک و خون کشیده شدند در عین حالیکه جانکاه و جگر سوز بود، اولین و آخرین حادثه نخواهد بود؛ بلکه تصویری دیگر از قساوت ها و خشونت طلبی های ضد بشری بوده که در تاریخ بشر اتفاق افتاده است و پس از این هم ضمانت برای توقفش وجود ندارد؛ اما مهم این است که موقف و موضع ما نسبت به این گونه تحولات چیست و چگونه باید باشد؟
به نظر می رسد، مهمترین وظیفه تحصیل و تفسیر واقع بینانه از اینگونه پیش آمدها است تا دشمنان، نتوانند با ایجاد چنین فجایعی به منظور خود برسند.
باید قبول کنیم که واکنش های نا بجا نشاید که به نفع آسیب دیدگان چنین جنایاتی هستند که نخواسته تامین گر منافع فاجعه آفرینان باشند.
برداشت فعال و واقع بینانه از این حوادث غمناک چیست؟
به نظر می آید درسها و عبرت های فراوانی اینگونه حوادث دارند که به برخی از آنها اشاره می شود.
1) تصویر گر دو رفتار متفاوت. حادثه ناگوار غرب کابل، دو رفتار متفاوت را به تصویر می کشد؛ یکی مدنیت خواهی، همپذیری، ثبات سیاسی، نوع دوستی و احترام متقابل را ترویج می کند و دیگری رعب، وحشت، اضطراب و انسان براندازی را گسترش می دهد.
قطعا دو دسته از رفتار ها ریشه در افکار دو گانه دارد که یکی سازنده و روشن گر و دیگری تاریک و ستم پرور، نمایاندن شفاف تصویر گری این دو رفتار ما را که ناظر این دو طیفی از رفتار هستیم و در معرض این دو شیوه، چه واکنشی از خود نشان می دهیم ؟
و از کدام تفکر نمایندگی می کنیم؟ رفتار ما تامین گر مقصود کدام از دو اندیشه است، اندیشه روشن گر یا اندیشه تاریک و ستم پرور؟!
۲) شهادت مرگ اگاهانه و بیدارگر.
رفتن از این دنیا حتمی و اجتناب ناپذیر است و روزی چه بخواهیم و چه نخواهیم مرگ را تجربه می کنیم؛ پس مرگ که یک روند طبیعی در زندگی بشر است، طبیعتا نباید ناراحتی داشته باشد؛ پس ناراحتی و نارضایتی از مرگ از چیست؟
شاید نارضایتی از این ناشی شود که چگونگی آن را انتخاب نکرده ایم و آمادگی لازم برای رفتن از این دنیا نداریم، اگر مقصود ما بیداری و بیدارگری باشد و جهل را بزرگترین دشمن بشریت بدانیم، هر آنچه بیدارگر و آگاهی بخش باشد، برای ما شیرین است، زندگی باشد یا مرگ؛ بلکه زندگی زمانی معنای واقعی خود را پیدا می کند که روشنگر باشد و مرگ اگر بتواند بیدار گری را محقق کند، زندگی جاویدانه است و بسی شیرین؛ بنابراین کسانی که در صف اخذ کارت انتخابات به شهادت رسیده اند، حق بزرگی بر ما دارند که حتی با مرگشان بیدار گر بوده اندو مدنیت خواهی و همپذیری را در عمل به اثبات رسانده اند.
ما هم که متاثر از این حادثه هستیم، از این جهت نیست که آنها به شهادت رسیده اند؛ بلکه از این جهت است که ما قدر چنین انسان های بیدار گر را کمتر شناخته ایم؛ پس اگر دوستشان داریم بر دشمنان بیدادگری و همپذیری و مدنیت خواهی نفرین کنیم و راه این بیدادگران بی ادعا را ادامه دهیم و بگوییم درود خداوند بر شما که مسیر زندگی عزتمندانه را که استبداد و خودکامگی نفی می کند و دیکتاتوری و تراکم قدرت را بر عده ای خاص نمی پذیرد و مشارکت همه جانبه اقشار جامعه را پیشنهاد می کند به تصویر کشیدید و این راه و روش را فراروی ما قرار دادید.
۳) روحیه مبارزه و حساسیت بر سر نوشت
تفکر مبارزه و جهاد از حساسیت به سرنوشت ریشه می گیرد و گونه های متعدد دارد و تنها تفنگ به دوشی و اقدام نظامی را شامل نمی شود. شهدای غرب کابل گونه ای را به تصویر کشید که در عینی که مبارزه بود، هرگونه خشونتی را نیز نفی می کرد.
آنان می خواستند با اخذ کارت به جنگ اهریمن بروند و به استبداد سیاسی و دیکتاتوری بستیزند؛ بدون اینکه خانه ای را به آتش بکشند و یا مکتبی را بسوزانند و یا سرکی را تخریب کنند.
۴) دشمن شناسی.
یکی از شاخصه های رشد در هر جامعه ای که میتواند همبستگی، هویت ملی و آگاهی را در میان مردم هدیه کنند، این است که روشنگران آن جامعه میتوانند دشمنان واقعی مردم را به خوبی معرفی کنند که تا عامه مردم مسلح به بصیرتی شوند که دوست را از دشمن تشخیص دهند. کاری که امام حسین و یارانش با هنرمندی ممتاز و فداکاری بی نظیر انجام دادند و نقاب مسلمان نمایی از چهره یزید به کنار زدند.
شهدای عزیز بیدارگری و مدنیت طلبی نیز توانستند در آستانه انتخابات هنرمندانه بی ریا، بدون تبلیغات و ظاهر فریبی، قیافه واقعی گروه های انحصار طلب و حامیان آنرا به تصویر کشند و این زمینه را فراهم آوردند که ما شما نیز بتوانیم حامیان این گروه ها را حتی اگر با نقاب دینداری و انسان دوستی باشند به خوبی تشخیص دهیم .
۵) آزمون رهبر شناسی.
شهدای بیدارگر ما آزموني فراروی مردم ما قرار دادند تا با شرکت در این آزمون به رهبرشناسی برسند؛ آنانکه از این امتحان کامیاب بیرون شوند، رهبر نماها و رهبران واقعی را می توانند به آسانی تشخیص دهند؛ مخصوصا کسانی که فعلا با هر قیافه ای و از هر قومی بر اریکه قدرت تکیه زده اند یا در آینده می خواهند به عنوان نماینده پارلمان یا ریاست جمهوری زمام رهبری کشور را به دست گیرند.
مردم ما میتوانند با ارزیابی هوشمندانه از واکنش های اشخاص صاحب ادعا در این گونه حوادث و ارزیابی صداقت و دلسوزی آنان، به تشخیص کاندیدای اصلح برسند و این بصیرتی است که شهدای ما آن را به مردم خود هدیه کرده اند.
۶) بی تفاوتی هرگز.
شهدای بزرگوار و شایسته ما توانستند در عین سادگی و بی ریایی، آگاهانه روحیه مسولیت پذیری را با ابعاد گسترده اش به تصویر کشند و ثابت کنند که مسولیت پذیری پیر و جوان و زن و مرد نمی شناسد گر چند خطر ها داشته باشد و از ریسک بالایی برخوردار؛ بلکه زندگی انسانی زمانی معنی واقعی خود را می یابد که حس و اندیشه مسولیت پذیری همگانی شود.
۷) ما با شما جان برکفان هم نواییم
شهدای عزیز ما از دل سیاه نمایی ها، بی توجهی ها وکم گذاشتن هایی که نسبت به مدافعان حریم کشور وجود دارند با اخلاصمندی و با تمام وجود اعلام داشتند که حامی آن ها هستند و شریک غم هایشان.
نیرو های امنیتی؛ کسانی که شبانه روز پای در بوت های عسکری دارند و چشم های بیدار و از خانواده ها و بستگان خود دور هستند و پر تحمل و صبور سنگر های خود را فعال نگه میدارند.
۸) اندیشه را عمل عیار است.
شهدای مدنیت خواهی که در جمع آنان پهلوان، پیشه ور و فرهنگی وجود داشتند، به محصلان و فرهنگیان و علمای ما این پیام را دادند که عافیت طلبی و گوشه گیری از یک سو، تحرکات نا بخردانه و دشمن شاد کن از سوی دیگر؛ هر دو شایسته اندیش ورزان مسولیت پذیر نیست؛ مخصوصا شایسته فرهیختگانی که از نسل مبارزان پا برهنه و قهرمانان گمنام و بی ادعا بر خواسته اند.
یعنی؛ خواهر و برادر فرهیخته ام که در فضای مجازی و یا حقیقی قدم و قلم میزنید مواظب گام هایت باش که شهیدانی نظاره گر ما هستند و خدای شهیدان نیز "الم یَعلَم بان الله یری" شهدای ما انتظار دارند که ما، در تاریکی ها روشنگر و در نا امیدی ها امید آفرین و در پراکندگی ها سامان بخش و درمان گر باشیم.
۹)چه دارایی بالا تر از جان.
شهدای ما با هم نوعانی که از توانایی مالی بر خوردارند، با کمال احترام و به دور از هر توهینی اعلام نموده اند که ما دارایی خود را به نام جان در راه آگاهی مردم خود به مصرف رسانده ایم تا در پیشگاه خداوند که نظاره گر اعمال ما هستند و همین طور وجدان هایمان، احساس شرمندگی نکنیم و مایه شرمساری خانواده و عزیزانمان نباشیم و بی صدا از شما دعوت می کنیم که از توانمندی های مالی خود در راه روشنگری و بیدارگری مردم بی دفاع خود دریغ نکنید، شاید در کشور نباشید و زندگیتان با آسایش و رفاه همراه باشد؛ اما بیایید با کمک نمودن و بیدار نمودن مردم و آگاهی جامعه به آرامش هم برسید، مطمئنا اگر غباری یتیمی و فقر از چهره ای برگرفتید و نا آگاهی را بیداری و نا امیدی را به امید رساندید آرامش را نیز در کنار آسایش تجربه خواهید کرد.
و من الله التوفيق
محمدسالم فهيمي، مسئول مجتمع علمي، فرهنگي و ديني عرفان - هرات