ولادت اما حسن عسکری(ع) را به شیعیان آنحضرت مبارک باد.

هشتم ربیع الثانی سالروز ولادت امام حسن عسکری(ع)



با نزدیک شدن ولادت امام حسن عسکری(ع)  ، مروری خواهیم به زندگی پر برکت امام حسن عسکری(ع) پدر بزرگوار قایم آل محمد(ص).

البته سخن گفتن و نوشتن ما از اهل بیت(ع) همانند قطره ای برداشتن از اقیانوس و همچون چشیدن آب گوارا از دریای شیرین معرفت و کمالات و خو بیها است.

به قول مولانا:

آب دریا را اگر نتوان کشید             پس به قدر تشنگی باید چشید

سیزدهم معصوم، امام یازدهم ،حضرت امام حسن عسکری(ع):

نام مبارکشان حسن(ع) و القاب معروف شان(عسکری، زکی ،ابن الرضا(ع) و سراج می باشد.

کنیه ایشان: ابو محمد(ع)

نام پدرشان امام هادی (ع)  و نام مادرشان سلیل(حُدیث)می باشد.( مادر امام حسن عسکری (ع) یکی از بانوان ارجمند و گرامی می باشد و دارای نام های متعدد؛مانند:سوسن،سلیل و حُدیث می باشد. هنگامی که او را نزد امام هادی(ع) آوردند و او همسر امام گردید،امام هادی(ع) در شأن ایشان چنین فرمودند:

سَلِیلٌ ،مَسْلُولَة مِنَ الْآفاتِ والعاهاتِ، والاَرْجاسِ والاَنْجاسِ:

سلیل، بیرون کشیده شده است از هر نقص و پلیدی و ناپاکی)

امام حسن عسکری(ع) در روز جمعه هشتم ربیع الثانی سال 232 ه. ق به دنیا آمدند. البته در تاریخ ولادت ایشان اختلاف است بعضی ها اشاره بر 24 ربیع الاول دارند و ولادت ایشان را در 24 ربیع الاول می دانند. و محل تولدشان را بعضی گفته اند که در سامرا بوده است ولی اکثر محدثان تولد آنحضرت را در مدینه می دانند زیرا امام حسن (ع) در سال  231 یا232 ه. ق متولد شده اند که پدرشان در سال 234 ه.ق. از مدینه به سامرا هجرت نمودند وامام حسن عسکری(ع) دو ساله بودند که پدر بزرگوارشان به سامرا رسیدند. بنابراین امام حسن(ع) در مدینه به دنیا آمده اند.

مرقد مطهر ایشان در شهر سامرا در جوارملکوتی پدر بزرگوارشان امام هادی(ع) میباشد.(مرقد مطهر ایشان توسط مزدوران در سال 1385 و 1386 ه.ش و مطابق با سال 1427 و 1428 ه.ق   ویران شد ولی به لطف خدا و تلاش و همت شیعیان آنحضرت محکم و با شکوه تر ساخته شده است.)

دوران زندگانی ایشان  به دو بخش تقسیم میشود:

1-      قبل از امامت(به مدت 22 سال) که از سال 232 تا 254 ه.ق می باشد.

2-      دوران امامت (6 سال) از سال 254 تا 260 ه.ق  می باشد.

طاغوتهای عصر امام حسن عسکری(ع): عبارتند از

1-      مهتدی،چهاردهمین خلیفه عباسی از سال 255 تا 256

2-      معتمد، پانزدهمین خلیفه عباسی از سال 256 تا 260 ه. ق

امام حسن (ع) در زیر سایه تربیتی پدر بزرگوارشان امام هادی(ع) و در دامن مادر پاک  و ارجمند او حضرت سوسن(س) رشد و نمو یافت و همراه پدر در عصر خلافت متوکل از مدینه به سامرا رفت و تا آخر عمر در آنجا زیست.

آنحضرت در کودکی فردی فوق العاده بود و در همان کودکی یکشبه راه صد ساله را پیمود. و در وقار ،کمال ،علم و ارزشهای اخلاقی از امتیاز بالایی برخوردار بودو نشانه های امامت و آینده درخشان از چهره اش پدیدار بود.

طوریکه پیامبر گرامی اسلام(ص) در حدیث(اُبَیْ) در شأن امام فرمودند:

جَعَلَهُ نُوراً فِی بِلادِهِ،وَ خَلِیفَة فِی اَرْضِهِ، وَ عِزاً لِاُمَّتِهِ،وَ هادِیاً لِشِیعَتِهِ، وَ شَفِیعاً لَهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ ، وِ نِقْمَهً عَلی مَن خالِفَهُ، وَ حَجَّة لِمَن والاهُ، وَ بُرهاناً لِمَن اِتَّخَذَهَ اِماماً:

خداوند او را نور خود در شهرهایش و خلیفه خود در سراسر زمینش نمود و همچنین او را مایه عزت امتش و راهنمای شیعیانش و شفاعت کنند آنها در پیشگاه خدا و مایه عذاب برای مخالفان و حجت برای دوستانش و برهان و دلیل برای معتقدان به امامتش قرار داد. (اعلام الوری، ص 380 )

به ایشان( عسکری) میگویند زیرا او همراه پدر بزرگوارشان در عسکر(لشکرگاه) سامرا تحت نظر طاغوتیان عصر زندگی می کردند،از این رو به عسکری نسبت داده شدند.

ایشان قامتی معتدل و متوسط ،صورتی گندمگون،چهره ای زیبا ،گونه هایی سرخ،پیشانی گشاده ،چشمانی درشت و سینه ای پهن داشتند.(اعیان الشیعه،ج2 ، ص 140 )

امام حسن عسکری(ع) همکار و همیار پدر بزرگوارشان بود و حدود 20 سال در سامرا در کنار پدر برای وصول به اهداف و آرمانهای مقدس پدرشان تلاش زیاد و خستگی ناپذیر داشت و بازوی پر توان و غمخواری دلسوز برای آرمانهای پدرشان بود.

در برابر طاغوتهای دشمنان پدرشان شرکت فعال داشتند و در حوزه علمیه پدر و پاسخ به سؤالات و رابطه با شیعیان و رونق دادن به فقه جعفری سهم فغال داشتند و بر همین اساس آن حضرت در عصر امامت پدر گاهی در ذندان و گاهی در برابر توطئه دشمنان قرار می گرفت.

خلاصه اینکه: امام حسن(ع) از همان دوران کودکی همراه پدر بود و با انواع رنجها که از ناحیه دشمنان به امام هادی(ع) وارد می شد شرکت داشت و سرانجام با مسموم شدن پدرشان توسط دشمنان روبرو گردید. حکومت ستمگر ایشان را مجبور کرد که پدرشان را در خانه اش به خاک بسپارد.

امامت امام حسن عسکری(ع):

همانطوریکه در اول ذکر گردید امام حسن عسکری(ع) از سال 254 تا 260 ه. ق امامت را به دوش داشتند و مدت امامت ایشان تنها 6 سال بود.

ایشان بعد از شهادت پدر بزرگوارشان امام هادی(ع) عهده دار امامت شدند در حالیکه 22 سال سن داشتند و مدت امامتشان هم که 6 سال بود و در سن 28 سالگی به دستور معتمد عباسی مسموم شدند و به شهادت رسیدند.

بنابراین امام حسن عسکری (ع) بعد از امام جواد(ع) از جوانترین امامان معصوم(ع) است که در دوران جوانی شربت شهادت را نوشیده است.


اینک می پردازیم به تعیین امامت امام حسن عسکری(ع):

در مورد امامت امام حسن عسکری (ع) روایات بسیار است  ،ما چند روایات آن را ذکر می کنیم:

1-      پاسخ امام هادی(ع) به نامه ای در مورد امامت امام حسن عسکری(ع):

شاهویه بن عبدالله جلاب می گوید: پس از وفات محمد بن امام هادی(یکی از پسران ارشد امام هادی)

در مورد امام بعد از امام هادی(ع) سؤالی داشتم و حیران و متحیرو سرگردان بودم و نامه ام را در مورد التماس دعا و حل مشکلات برای آنحضرت نوشتم، جواب نامه که به من رسید در نامه چنین نوشته شده بود:«برای شما دعا خواهم کرد و مشکلات شما حل خواهد شد» و در پایان نامه چنین فرموده بود:«می خواستی که درباره جانشین من سؤال کنی و از آن آگاه شوی، در این مورد نگران هستی  غمگین مباش خداوند متعال قومی را که هدایت کرده گمراه نکند تا اتمام حجت نماید:

صاحِبُکُمْ بَعْدِی اَبُو مُحَمَدٍ اِبنِی ،وَ عِنْدَهُ ما تَحتاجُونَ اِلَیْه ..

امام شما بعد از من پسرم  ابو محمد(حسن عسکری)است، آنچه را که شما (از امور معنوی) نیاز داریددر نزد او وجود دارد. (اصول کافی،ج 1 ،ص 327 )

خداوند آن کس را که بخواهد مقدم می دارد و آن کس را که بخواهد تآخیر می اندازد.

وصیت امام هادی(ع) به امامت امام حسن عسکری(ع):

یحیی بن یسار قنبری می گوید: « چهار ماه قبل از شهادت امام هادی(ع) آن حضرت وصیت کرد و من و جمعی از موالی(غلامان آزاد شذه و رهروان راه تشیع) را بر آن گواه گرفت. وصیتش این بود که امام بعد از من و جانشین من ،حضرت حسن عسکری(ع) است.»(اعلام الوری،ص 315)

امام حسن عسکری(ع) در زندان:

امام حسن عسکری(ع) در عصر خلفای عباسی در زندان های متعددی بودند. امام (ع) در زندان هایی مانند: زندان صالح بن وصیف ،زندان علی بن نارمش و در زندان نحریر و غیره ..بودند که فقط به زندان صالح بن وصیف اشاره می کنم:

امام (ع) در زندان صالح بن وصیف:

از طرف طاغوت وقت امام حسن عسکری(ع) را دستگیر و زندانی کردند.رئیس زندان شخصی بنام صالح بن وصیف بود ظاهرا او ترکی بود. چند نفر از وابستگان طاغوت نزد صالح آمدند و تآکید کردند که در زندان بر امام حسن(ع) سخت بگیرید. صالح دو نفر از نانجیبترین افرادی را که مس شناخت پیدا کردو آنها را مآمور به شکنجه حسن بن علی(ع) نمود.ولی آنها با مشاهده وضع معنوی آن حضرت از جهت نماز و روزه و مناجات و خلوص ، آن چنان دگرگئن شدند که خود همواره به روزه و نماز مشغول شدند. صالح آن دو نفر را نذد خود خواست و گفت:« شما چرا چنین شده اید؟ مگر از او(امام حسن)چه دیده اید؟»در پاسخ گفتند: «گه می گویی! درباره شخصی که روز ها زا روزه و شبها را از آغاز تا پایان به عبادت مشغول است ، نه سخن می گوید و نه به چیزی سرگرم میشود،و وقتی که به چهره او نگاه می کنیم رگهای ما به لرزه می افتد و آنچنان منقلب می شویمکه نمی توانیم خود را نگه داریم.»

اصول کافی ج1 ،ص 512 )

معجزات و کرامات:

معجزات و کرامات آنحضرت بسیارند و اینک به یکی از آن می پردازیم:

از ابو هاشم روایت است که فرمود: «نزد امام حسن (ع) آمدم دیدم که آنحضرت مشغول نوشتن کاغذی است ، سپس وقت نماز رسید آن حضرت کاغذ را از دست خود بر زمین گذاشت و مشغول نماز شد. سپس دیدم که قلم روی کاغذ در حال نوشتن است تا رسید به آخر کاغذ من جون این را دیدم سجده کردم و پس امام از نماز فارغ شد،قلم را به دست خود گرفت و دستور داد مردم داخل شوند.

 

شهادت امام حسن عسکری(ع):

امام حسن عسکری(ع) با نیرنگ معتمد عباسی (پانزدهمین خلیفه عباسی)مسموم شد و سرانجام در هشتم ربیع الاول سال 260 ه.ق در شهر سامرا در سن 28 یا 29 سالگی به شهادت رسید.
چنانکه سخن امام حسن مجتبی(ع) این مطلب را درباره امامان معصوم(ع) تایید می کند که فرمود: «ما مِنّا اِلاّ مَق
ْتولًٌ اَوْ مَسْمُومٌ ؛ هیچ یک از ما از دنیا نرود مگر مسموم شده (به زهر جفا) یا کشته شده به شمشیر.» (انوارالبهیه ، ص 504 )

 

این مختصری از زنده گانی پر برکت امام حسن عسکری(ع) بود ، امیدوارم مورد استفاده شما قرار بگیرد.

اینک در این بخش می پردازیم به سخنان گهر بار امام حسن بن علی عسکری(ع):


1-   لَیْسَ مِنَ الْاَدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحَ عِنْدَالْمَحْزُونِ ؛ اظهار شادمانی در نزد شخص غمگین از بی ادبی است.
چو بینی یتیمی سر افکنده بیش           مزن بوسه بر روی فرزند خویش


2-   اَلْغَضَبُ مِفْتاحُ کُلَّ شَرًّ ؛ خشم و غضب کلید هر بدی است. (بحار،ج 78 ،ص 373 )


3 -   کَفاکَ اَدَباً تَجَنُّبُکَ ما تَکْرَهُ مِنْ غَیْرِکَ ؛ همین ادب برای تو بس که از آنچه بر دیگران نمی پسندی دوری کنی. (بحار ،ج 78 ،ص 377 )


4-     لا تُمارِ فَيَذْهَبُ بَهاؤُکَ ، وَ لا تُماِزحْ فَیُجْتَرأَ عَلَیْکَ ؛ جدال و کشمکش لفظی مکن که آبرو و احترامت می رود و شوخی نکن که بر تو جرأت پیدا می کنند. (تحف العقول ، ص 578 – اعیان الشیعه ، ج 2 ، ص 41 )


5-     مِنَ التَّواضُعِ ، اَلسَّلامُ عَلی کُلِّ مَنْ تَمُرُّ بِهِ وَالجُلُوسُ دُونَ شَرَفِ المَجْلِسِ ؛ سلام کردن به کسی که از نزد او می گذری و نشستن در جایی از مجلس که پست تر از مکان شریف مجلس است ،از تواضع است.


6-   مِنَ الْجَهلِ ؛ اَلضُحْکَ مِنْ غَیْرِ عَجَبٍ ؛  خنده بی جا ، نشانه نادانی است .


7-     اَورَعُ النّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَالشُّبْهَة ، اَعْبَدُالنّاسِ مِنْ اَقامَ عَلَی الفَرائِضِ ، اَزهَدُ النّاسِ مَنْ تَرَکَ الحَرامَ ، اَشَدُ النّاسِ اِجتَهاداً مِن تَرَکَ الذُّنُوبَُ ؛ پارساترین و پاکترین انسانها کسی است که در هنگام شبهه ، توقف کند. عابدترین انسانها کسی است که واجبات را به پا دارد. زاهدترین انسانها کسی است که کوشش او در ترک گناه بیشتر از دیگران است. (تحف العقول ،ص 582 )


8-     قَلْبُ الاَحْمَقِ فِی فَمِهِ وَ فَمُ الحَکیمِ فِی قَلبِه ؛ دل آدم احمق در دهانش است و دهان مرد حکیم در دلش است.


9-    رِیاضَةُ الجاهِلِ وَ رَدٌ المُعتادِ عَنْ عادتهِ کَالمُعْجِز ؛ رام کردن و تربیت شخص جاهل و برگردانیدن صاحب عادت را از عادتش، مثل معجزه است.


10-    مَنْ اَنَسَ بِااللهِ اِستَوْحَشَ مِنَ النّاسِ ؛ هر کسی که انس با خدا گرفت از مردم وحشت می کند.