حجاب- شعری از لامع احمدی

تبرج مکن خواهرم این قدر
میفگن به دلهای مردان شرر
حیا پیشه کن، برحجابت بکوش
بکن آتشِ شهوتت را خموش
مکن تن نمایی، و دل ها مسوز
تو مصداقِ سلمی نه یک رزم توز
به دین و شریعت مخالف مشو
با اعدای دین هم تحالف مشو
تو گهواره جنبان دنیاستی
نه زیبد به تو هیچ ناراستی
بیا خط به روی حقیقت مکش
و راهی به ضدِ طریقت مکش
نه زیبد وجود لطیفت بکار
وگر سخت کوشی شوی همچوخار
که خرجت ز اسلام تأمین شود
واسب سفر برتو خود زین شود
تو یک لحظه برگردو برخویش بین
به رُخسار شوهر تو تشویش بین
سزای تو این نیست ای خواهرم
بگو نیست مشکل به من چادرم
بگو! چادرم جزء دین منست
حجاب واجب و این یقین منست
بهشت برین بر رضایت منوط
نشاید کز آن جا نمایی سقوط
" لامع"
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 18:17 توسط رضا ناصري
|
به نام خداوند مهربان